مرد بارانی |
Thursday, February 21, 2002
٭ هی می نويسم و هنوز در گرمای شرماگين نخستين سلام
........................................................................................داغ می شوم هی می آيم و هنوز در لرزش وهم آلود نخستين ديدار تکرار می شوم "حالا ای دل بی قرار من " در سرير اين همه تکرار باز در گفتن واژگانی همچون سلام و آب و آيينه مانده ای ديگر روز خواهم آمد ديگر روز که صدا در طنين يک شرم نلرزد ديگر روز شايد توان گفتنم باشد نوشته شده در ساعت 7:03 AM توسط مرد بارانی
Comments:
Post a Comment
|
| ||
FREE Counter |