مرد بارانی |
Thursday, January 24, 2002
٭ رها کن مرا که من بغض فروخورده سرنوشتم
........................................................................................رها کن مرا که من در اسارت نگاهت مرگ بیدليل را تجربه خواهم کرد رها کن مرا که من مرد پرواز در قفس نيستم رهايم کن بگذار آبشار باشم فروريزنده برنگاه هرآنکه میگذرد بگذار طوفان باشم ، مواج ، کفآلود ، خروشان رهايم کن که سکون از من مردابی بيش نخواهد ساخت رهايم کن بسان سدی که میشکند با من باش چونان قايقی که با رود نوشته شده در ساعت 5:01 AM توسط مرد بارانی
Comments:
Post a Comment
|
| ||
FREE Counter |